شدت صادرات

 
 
 
این شاخص کمک می کند تا مشخص شود که آیا یک کشور بیش از حد معمول به یک شریک تجاری دیگر صادرات دارد یا خیر، در ادامه توضیح دقیق تری داده خواهد شد:

معمولاً شرکت‌ها با نگاه حجمی تصمیم می‌گیرند:
بازار بزرگ است → پس ارزش دارد.
اما این فقط نیمی از تصویر است.

تحلیل صحیح باید روی دو محور انجام شود:

۱. آن بازار برای ما چقدر مهم است؟

(سهم آن بازار از کل صادرات شرکت)

اگر کشوری فقط ۳٪ از صادرات شما را جذب می‌کند، یعنی حتی اگر کل آن بازار را از دست بدهید، در عملکرد مالی شما تأثیر بزرگی ندارد.

2. ما برای آن بازار چقدر مهم هستیم؟

(سهم ما در مصرف/واردات آن کشور)

اگر سهم شما فقط ۱ تا ۲٪ است،
به این معناست که:

  • در ذهن مصرف‌کننده/خریدار حضور ندارید
  • در شبکه توزیع جا نیفتاده‌اید
  • برندتان کم‌قدرت است
  • رقبا ریشه عمیق‌تری دارند

در چنین شرایطی، هزینه توسعه بازار اغلب بیشتر از بازده آن است.

درواقع بازاری که شدت صادرات پایینی دارد، حتی اگر بزرگ باشد، الزاماً بازار هدف نیست.

شدت صادرات پایین یعنی:

  • کشور مقصد برای شما مهم نیست
  • شما برای کشور مقصد مهم نیستید
  • مزیت رقابتی در آنجا ندارید
  • توسعه آن بازار بدون تزریق منابع بزرگ و بلندمدت سخت است

این یعنی عدم اولویت.

*وقتی شدت صادرات پایین است، شرکت باید یکی از این دو کار را انجام دهد:

۱. بازار را کنار بگذارد (در کوتاه‌مدت)

و منابع را به بازارهایی با شدت صادرات بالا منتقل کند—جایی که هم بازار به شما نیاز دارد، هم شما به آن بازار.

۲. ورود مجدد با استراتژی متفاوت

فقط زمانی که:

  • پتانسیل رشد بلندمدت وجود دارد
  • شرکت آماده سرمایه‌گذاری سنگین است
  • مزیت رقابتی قابل انتقالی دارد